بهزاد آقاجمالی
خواب ديدم در محكم بسته شد و باز نمي شو
د . بسته شده بود واقعاً ، و من از صداش پريدم . احتمالاً مشتري تو نوبت مانده رفته بود و در را محكم كوبيده بود ،چون روي كاناپه كهنه قهوه اي رنگ كه من هم روي يكي ديگرش نشسته بودم نبود . ولي اين در كه به هم كوبيده نمي شد كه صدا بدهد و من را از چرت بپراند . از اين درهاي شيشه اي كه كه دو لنگه اش هيچ وقت به هم نمي خورند و در حالت بسته يكي دوبندي باهم فاصله دارند . نفهميدم صدا از كجا و چي بود كه از خواب پريدم .
...
ادامه مطلب