|
حفره؛وبلاگ گروه تئاتر کنش
|
دو خواهر، یکی بزرگتر پشت میز سرش بر کتاب کهنهای، و دیگری که در رفت و آمد است و هر بار چیزی بر میز میچیند. میز از لختی به آراستگی سادهای تغییر میکند.
و هر چه لازم است.
خواهر بزرگ: راه حج نه راه سفر شاه عبدالعظیم و نه حتی راه خراسان و مشهد که راهیست به درازی هر چه راه است. دو فصل، آن هم بی شوی. با برادری که نه چشم دارد و نه نای برادری. میدانم این معصیت را نه توبهای ست و نه فُرجهای، پس هر چه هست تعزیر است و عقوبت برای این سفر حجِ ما که سفر دوزخ شد. اسم؟ هان، گفته بودی. سن؟
خواهر کوچک: سی، سی و یک...
نوشتار حاضر ابتدا مقدمهای بود برای فهم روشنتر از نوشته دیگر نگارنده، به نام "ابژه بلوتوثی" که اما در بسط و گسترش خود از محدوده یک مقدمه فراتر رفت و به مقاله مستقلی تبدیل شد. اما این نوشتار را باید هنوز طرحی مقدماتی در مطالعه وضعیت قربانیشدگی دانست، مطالعهای که امیدوارم در آینده کاملتر شود.
در جهانِ کهن، آیین قربانی یک وضعیت سهسویه بود...(ادامه)